وبلاگ احکام کودکانهوبلاگ احکام کودکانه، تا این لحظه 22 روز سن دارد

احکام به زبان قصه، برای فرشته های کوچولو

سلام.طلبه جامعه الزهرا(س)هستم.دوست دارم به کوچولوهای گل،خدمتی کرده باشم.امیدوارم برای همه دوستان مفید باشه.

مبطلات وضو

1397/10/15 18:31
نویسنده : بانوی طلبه
23 بازدید
اشتراک گذاری

 

یکی بود، یکی نبود.یه دختر کوچولوی ناز بود بنام نهال. نهال کوچولو با مامان و بابا و مادربزرگ مهربونش، توی یک خونه قشنگ زندگی میکردن.
نهال کوچولو بتازگی صاحب یک داداش ناز،بنام پویا شده بود .پویا کوچولو تازه چهار ماهش بود.نهال خانم، خیلی خیلی پویا رو دوست داشت.
یک روز ظهر که صدای اذان از مسجد بلند شده بود، نهال کوچولو پیش مامان رفت و گفت: مامان جون،منم میخوام باهاتون نماز بخونم.مامان گفت: خیلی هم عالیه. بیا بریم باهم وضو بگیریم. 
نهال کوچولو، شروع کرد به وضو گرفتن. اول صورت از بالای پیشانی تا چانه، بعد دست راست از آرنج تا سر انگشت ها، بعد هم دست چپ مثل دست راست، بعد هم مسح سر از وسط سر به اندازه چهار انگشت، و در آخر هم مسح دوپا از نوک انگشت ها تا برآمدگی.
نهال کوچولو، وضو رو قبلا از مامان بزرگ مهربونش یاد گرفته بود.
بعد ازاینکه وضو گرفتند ، سجاده پهن کردن و چادر پوشیدن. هنوز نماز رو شروع نکرده بودن که پویا بیدار شد و شروع کرد به گریه کردن.مامان، چادرشو در آورد و گفت: دخترم، شما نمازت رو بخون تا من برم شیر پویا رو بدم تا بخوابه.بعد میام نماز میخونم.
نهال کوچولو مشغول نماز شد. مامان هم رفت توی اتاق تا پویا رو بخوابونه.
نهال کوچولو نمازش که تموم شد رفت طرف اتاق .دید مامان کنار پویا خوابش برده. بی سرو صدا چادر و سجاده شو جمع کرد و مشغول نقاشی کشیدن شد.
نیم ساعتی که گذشت، مامان بیدار شد و ازاتاق بیرون اومد. نهال گفت: سلام مامان، من چادر شما رو جمع نکردم تا نماز بخونین.
مامان جواب داد: سلام دختر گلم.ممنون عزیزم.دیشب پویا تب داشت و خوب نخوابید . منم نذاشت بخوابم. واسه همین الان خوابم برد. برم وضو بگیرم، میام نماز میخونم.
نهال با تعجب گفت: شما که قبل خوابیدن وضو گرفتین.
مامان لبخند مهربونی زد و گفت: درست میگی ،اما بعدش خوابیدم.
نهال گفت: خب مگه چی میشه؟
مامان گفت: عزیز دلم، بعضی چیزها هستن که وضو رو باطل میکنن. یکیش خوابیدنه.
نهال گفت: یعنی چی؟
مامان گفت: یعنی اگر کاری بکنیم که وضومون باطل بشه، باید دوباره وضو بگیریم برای نماز خوندن و کارهای دیگه که به وضو گرفتن نیاز داره.
نهال، با کنجکاوی پرسید : غیر خوابیدن، چه چیزایی وضو رو باطل میکنه؟
مامان باحوصله جواب داد: خوابیدن عمیق که صداها رو نشنوی و چیزی نبینی، دستشویی رفتن و بادی که از معده خارج میشه. یعنی اگر این چیزها برات اتفاق بیفته ، باید دوباره وضو بگیریم.
نهال کوچولو که با دقت گوش کرده بود گفت: بخاطر همینه که شما و بابا و مامان بزرگ هر موقع از دستشویی میاین، وضو میگیرین؟
مامان گفت: بله عزیزم، بخاطر تاکید زیادی که دین ما به همیشه وضو داشتن داره، سعی میکنیم همیشه وضو بگیریم.
نهال که خیلی خوشحال بود بخاطر چیزایی که یاد گرفته بود، از مامان تشکر کرد و گفت: منم ازاین بعدسعی میکنم همیشه وضو بگیرم .بعد هم  مشغول نقاشی کشیدنش شد.

 

پسندها (2)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان و بابامامان و بابا
17 دی 97 8:23
عالی بود.ممنونتشویق
بانوی طلبه
پاسخ
قابلی نداره بانو
1