وبلاگ احکام کودکانهوبلاگ احکام کودکانه، تا این لحظه 22 روز سن دارد

احکام به زبان قصه، برای فرشته های کوچولو

سلام.طلبه جامعه الزهرا(س)هستم.دوست دارم به کوچولوهای گل،خدمتی کرده باشم.امیدوارم برای همه دوستان مفید باشه.

نماز آیات

1397/10/22 17:55
نویسنده : بانوی طلبه
18 بازدید
اشتراک گذاری

 

یکی بود، یکی نبود.یه دختر کوچولوی ناز بود بنام نهال. نهال کوچولو با مامان و بابا و مادربزرگ مهربونش، توی یک خونه قشنگ زندگی میکردن.
نهال کوچولو بتازگی صاحب یک داداش ناز،بنام پویا شده بود .پویا کوچولو حالا دیگه پنج ماهش بود.نهال خانم، خیلی خیلی پویا رو دوست داشت.
یک شب قشنگ تابستونی بود و بابا، مثل هرشب، پشه بند رو بر پا کرده بود و همه چی رو برای یه خواب راحت آماده کرده بود.
مامان، پویا رو که خوابش برده بود به پشه بند برد و روی تشک گذاشت. نهال هم عروسک مو فرفری شو بغل کرده بود و به طرف پشه بند میرفت.مامان بزرگ هم توی اتاق خوابش برده بود.نهال، داخل پشه بند رفت و دراز کشید و طبق معمول هرشب، مشغول نگاه کردن ماه و ستاره ها شد. اون شب، مامان بهش اجازه داده بود بیشتر بیدار بمونه تا پدیده ماه گرفتگی رو ببینه. اونم خیلی مشتاق بود که ببینه ماه گرفتگی چطوریه.
همونطور که توی فکر بود، بابا و مامان هم اومدن. مامان، کنار نهال دراز کشید و ماه رو بهش نشون داد و گفت: دخترم، خوب به ماه نگاه کن. گوشه ماه یه خورده سیاه و تاریک شده. میبینی؟
نهال،بادقت نگاه کرد و گفت: بله مامان، میبینم.
مامان گفت: این گرفتگی بیشتر و بیشتر میشه و بعد، کم کم از بین میره.
بابا، به نهال گفت: این پدیده ، یکی از نشونه های خداست. خوب اینو بیاد داشته باش چون سالها طول میکشه تا دوباره این پدیده اتفاق بیفته.
نهال، بادقت به ماه نگاه میکرد که بیشتر و بیشتر تاریک میشد.
ساعتی گذشت و ماه ، تقریبا کامل سیاه شده بود. مامان، در حال قرآن خوندن بود و بابا، داشت مطالعه میکرد. 
مامان، قرآن رو بست و گفت: من میرم نماز آیات بخونم.
بابا گفت: منم میام.چند صفحه دیگه بخونم ،تموم میشه.
مامان که رفت، نهال با تعجب از بابا. پرسید: بابا، نماز آیات چیه؟چرامامان رفتن نماز بخونن؟مگه اذان گفتن؟
بابا خندید و گفت: به نمازی که موقع گرفتن ماه و خورشید و زلزله واجب میشه میگن نماز آیات.
نهال گفت:نماز آیات چطوریه؟
بابا، به مامان اشاره کرد که در حال چادر پوشیدن بود و گفت: خوب به مامان نگاه کن.
نهال ، نشست و به مامان خیره شد. خیلی براش عجیب بود که مامان توی هر رکعت پنج بار رکوع رفت.به بابا گفت: چرا مامان اینطوری نماز میخونن؟
بابا جواب داد: عزیزم، نماز آیات همینطوریه. هر رکعت پنج تا رکوع داره. یعنی یا باید سوره رو پنج قسمت کنی و بعد هر قسمت رکوع بری، یا پنج تا حمد و سوره بخونی و بعد هر کدوم یه رکوع انجام بدی.متوجه شدی؟
نهال گفت؛ بله بابا.اما زمان خوندن نماز آیات؟
بابا گفت: از زمانی که ماه یا خورشید شروع میکنه به گرفتن تاوقتی باز بشن ادا و بعدش قضاست. زلزله هم زمان ادا نداره چون در حین زلزله معمولا نمیشه نماز آیات خوند. این نماز ففط به کسایی واجبه که در محل پدیده باشن نه همه. متوجه شدی گلم؟
نهال گفت: بله بابایی، ممنونم
بعد هم بابا بلند شد و گفت: برم مادربزرگ رو بیدار کنم تا نماز آیات بخونن. خودمم نمازمو بخونم تا ماه باز نشده.
بعد هم صورت نهال رو بوسید و رفت.
نهال هم به ماه تاریک نگاه کرد تا خوابش برد.

 

پسندها (3)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
بابا و مامانبابا و مامان
24 دی 97 14:03
خیلی خوب بودمحبت
بانوی طلبه
پاسخ
ممنونم
1